1
اتاق را خلوت کنید
بی اعتناع به آفتاب دریا و فقر
شکوفه دادن تو را از نوک انگشتانم
که در ظرفی پر از صدای مورچه کاشته بودم
به تماشای این آدم های کور بنشیند
******
من از شما سریعاً معذرت می خواهم
برای مسئله عاشقانه ای که پیش آمد
و همه شما را به دوی مارتن
دور گلهای باغچه ام دعوت می کنم
برای این هوای خوب متاسفم
که لگد مال این نفس می شود
متاسفم که سرنوشت ما زندگی کردن است
و صورت های شما از معدن سنگی
استخراج می شود !
که با لطافت
در کف پای من حفر شده است
به من احترام بگذارید
من سنگی بزرگم
احساساتم را به راحتی رو می کنم
متاسفم که عاشق شده ام.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 23:23 توسط امین مکرمی
|