Duras, Marguerite
دوراس چندین نمایشنامه و فیلمنامه نوشته است که از همه معروفتر هیروشیما، عشق من Hiroshima, Mon Amour است در 1960. از غالب رمانهای مارگریت دوراس نیز فیلمهای سینمایی ساخته شده است.
زهرا خانلری – فرهنگ ادبیات جهان - خوارزمی
**
"ساعتهای داغ" مارگریت دوراس پیدا شد
یک رمان اسرارآمیز منتسب به "مارگریت دوراس" نویسنده سرشناس فرانسوی در یکی از کتابفروشیهای پاریس پیدا شد.
به گزارش مهر به نقل از فیگارو، این کتاب با عنوان "ساعتهای داغ" و به قلم "ام دونادیو" (نام مستعار دوراس) در سال 1941 و در 195 صفحه در پاریس منتشر شده است.
"دومینیک نوگز" نویسنده و فیلسوف فرانسوی بعد از یافتن این کتاب گفت: « "ام دونادیو" نام مستعار "مارگریت دوراس" است. او این کتاب را در طول جنگ جهانی دوم و در توصیف شرایط نامساعد تغذیه نوشته است.»
وی در مورد چگونگی یافتن این اثر گفت: «من کتاب را از یک کتابفروشی خریدم. "ساعتهای داغ" از جمله کتابهای نایابی است که در همان سال انتشار تمام شد. من از نام مستعار این نویسنده و همچنین از خود کتاب اطلاعات دقیقی داشتم و به محض دیدن کتاب 25 فرانک پرداختم و آن را خریدم. در همان لحظه هم به فروشنده گفتم که این اثر متعلق به دوراس است و او از فرط تعجب سرش را تکان داد.»
"مارگریت دوراس"در سال 1914 در ویتنام به دنیا آمد. او تحصیلاتش را در رشته علوم سیاسی در فرانسه به پایان برد و از سن 27 سالگی کار نویسندگی را به طور حرفه ای آغاز کرد و با نوشتن کتابهایی مانند "هیروشیما عشق من" و "عاشق" به شهرت جهانی دست یافت. او در سال 1996درگذشت.
درد
درد [La Douleur]. سرگذشتی از مارگریت دوراس (1) (1914-1996)، نویسنده فرانسوی، که در 1986 منتشر شده است: اثر که بیشتر جنبه حسب حال دارد، گزارش بازگشت روبر ال، شوهر راوی از بازداشتگاه آلمانی است. دوراس در مقدمه کتاب میگوید که این یادداشتها را «در دو دفتر، در گنجههای آبی خانه نوفللو-شاتو (2)» پیدا کرده است و تأکید میکند که درد «یکی از مهمترین چیزهای زندگی» اوست و اضافه میکند که کلمه «نوشته» در مورد این اثر مناسب نیست: «من خود را رودرروی صفحاتی دیدم که به صورت منظم با خطی ریز و فوقالعاده مرتب و ملایم سیاه شده بود و نیز خود را رودرروی نوعی بینظمی اندیشه و احساس یافتم که جرئت نکردم به آن دست بزنم، زیرا در برابر آن از پرداختن به ادبیات شرمم میآمد.»
انسان همانسان درگیر درد میشود که درگیر خشونت، این نوشته بیگذشت میشود. دوراس با جملات کوتاه، با فریادهای هول و عصیان، خشم خالصش را به صورت خواننده پرتاب میکند؛ با آن خردهریزهای شادی و نیز آرزوی مرگ که در دلش خانه کرده است، داستان این انتظار بازگشت را در لحظاتی تعریف میکند که هزاران اسیر از بازداشتگاهها برمیگردند و مردم، غرق در وحشت و حیرت، شرح قتل عام مردم را از دهان این اشباح انسانی میشنوند. دوراس در کمتر اثری توانسته بود به این نیروی متقاعدکننده، هیجانانگیز و بدون استفاده از نماها، اما به شیوهای پالائیده و صریح دست یابد که سبب میشود از دخالت در این دردی که با چنین عمقی از آن اوست خجالت بکشیم. در زیر نقاب این کتاب آتشین و میرا چیزی نهفته است؛ چیزی که در این هسته درد دروغ نمیگوید و بییاری هیچ امر ارادی نگارش، به نوعی از برهنگی مطلق میرسد، به نوعی زیبایی اندوهبار، بیانناپذیر و سوزناک که گویی تحت فشار بدبختی منجمد شدهای است.
رضا سیدحسینی. فرهنگ آثار. سروش.
1.Margueite Duras 2.Neauphle-le-Chateau